تبليغاتX
کلوپ شبانه
امروز دلم گرفته به خاطر یک خیانت کوچولو،سوء استفاده از اعتماد من . به هر حال مهم نیست وقتی داشتم ایمیل هام رو چک میکردم چند تا مورد جالب به چشمم خورد که گفتم بهتره براتون بذارم .

آقای علی دانلود شرمنده من هرکاری کردم نتونستم به وبتون سر بزنم ولی دیشب یک نگاهی بهش کردم کامپیوترم قاطی کرده بود و هیچ کدوم از برنامه های اجرایی باز نمیشد حتی کلیک راست هم جواب نمیداد و وقتی هم من خواستم براتون نظر بزارم نشد . ولی از همینجا میگم اونی که من دیدم یک وب پر محتواست و جون میده برای دانلود میخواستم توش عضو شم ولی گفتم که کامپیوترم مشکل داشت و به خاطر یک کار مهم نمیتونستم خاموش روشنش کنم حالا هم که لینکتون جواب نمیده .

راستی جناب امیر حسین جان پدر من هم هاست و دامین میفروشه . شما اگر لازم داشتی بگو بهت خبر بدم . شوخی کردم بابا . ما سایت میخوایم چیکار کلوپ شبانه به خاکی بودنش میرزه . به اینکه اسم بلاگفا پیشکشش باشه .

در ادامه مطلب :

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بيكار در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 13:20 | لینک ثابت |

چه بچه ی بی ادبی . ادامه در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بيكار در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 7:31 | لینک ثابت |

سه پایه همه کاره برای دوربین شما :

عکس ها به علت بی ادبی و نشان داده نشدن پاک شدند  .

به لینک ثابت یا ادامه مطلب مراجعه کنید ...... کلیک کنید

ببخشید به جان خودم اگر بدونید الان ساعت چنده به من حق میدید من یک هفتم این عکس هارو  گذاشتم یک لینک میزارم از تو اون هم میتونید این عکس ها رو ببینید انشا الله فردا همش رو میزارم .

عکسها

 

نوشته شده توسط بيكار در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 ساعت 0:56 | لینک ثابت |

امروز داشتم اخبار رو نگاه میکردم که عزاداری اقصا نقاط کشور ایران رو از شبکه ی خبر میدیدم ولی دیدن بعضی از عزادارها باعث شد که به خودم بگم چه آدمایی میان عزاداری . میدونم همه ی اون مردهایی که ابرو برمیدارن موهاشون رو سیخ میکنن یا همه ی اون زنهایی که برای مصرف شال بسیار صرفه جویی کردن و شلوارشون کوتاهه دل دارن ولی حد اقل توی این دو روز ... یکم به خودشون بیان .. نمیخوان موهاشون رو بزارن تو یا موهاشون رو بخوابونن پس نرن عزاداری کنن اینجوری ارزش ازاداری بقیه رو میارن پایین با اینکه به نظر من خدا برای این کارشون ارزش قائله .. در این متن کوچیک من سعی کردم هم از این آدمها شکایت کنم هم بگم که کارشون ارزش داره .
نوشته شده توسط بيكار در شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 22:40 | لینک ثابت |

http://rapidshare.de/files/38293662/Project1.exe.html

اگر دانلود نکنید از دستتون رفته . آموزش جادوگری

نوشته شده توسط بيكار در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 3:53 | لینک ثابت |

باز هم غم و باز هم ماتم 

دوباره سوزش چشمها شروع شد

صدای عزا که در گوش های مان میپیچد

و دلمان که روشن تر از قبل میشود

آسمان که هر روز اشک میریزد

زمین که از غم خود را لعنت میکند

رود که از غم میخروشد

....

و عطش

عطش از نام خود شرمسار

.........................................................................................................................................

تیری که بر گلوی طفل فرود آمد

هزاران بار بر سر پرتاب کننده اش فرو ریخت .

شمشیری که دست عباس را برید

زننده اش را قطعه قطعه کرد

و ...

چه بگویم از بلای کسی که اورا ازار داد .

حسین را

چه بگویم از بلای کسی که سر او را از بدنش جدا کرد

عذابش در مقابل با سوختن در آتش مانند جهنم در مقابل با بهشت است .

...........

(متن از خودم)

نوشته شده توسط بيكار در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 23:35 | لینک ثابت |

 
«أَلاِْسْتِدْراجُ مِنَ اللّهِ سُبحانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ يُسْبِغَ عَلَيْهِ النِّعَمَ وَ يَسْلُبَهُ الشُّكْرَ.»

غافلگير كردن بنده از جانب خداوند به اين شكل است كه به او نعمت فراوان دهد و توفيق شكرگزارى را از او بگيرد.

سلام

و اما روز سوم محرم :

پس از آنكه حر بن يزيد، امام حسين و يارانش را در سرزمين كربلا در محاصره خويش قرار داد و مانع حركت آنان گرديد، عبيدالله بن زياد عامل يزيد در كوفه، فرماندهى سپاه يزيد را بر عهده عمر بن سعد گذاشت. عمر بن سعد در روز جمعه سوم محرم الحرام سال 61 قمرى به همراه چهار هزار نيروى جنگى وارد كربلا شد و فرماندهى را بر عهده گرفت.
عمر بن سعد پيش از واقعه كربلا، منصب حكومت «رى‏» را از عبيدالله گرفته بود وليكن با پيش آمد مخالفت اباعبدالله الحسين با يزيد و امتناع از بيعت و حركت آن حضرت به سوى كوفه، عبيدالله حكومت «رى‏» را مشروط به خاتمه بخشيدن به قضيه امام حسين نمود. عمر بن سعد به خاطر دست‏يابى به حكومت منطقه وسيع ايالت «رى‏» (كه هرگز به آن نايل نيامد) فرماندهى سپاه يزيد را پذيرفت و مرتكب جنايت بزرگ غيرانسانى شد. از روزى كه عمر بن سعد وارد سرزمين كربلا شد، پيوسته لشكريانى از سوى عبيدالله بن زياد براى وى فرستاده مى‏شد. بنابر روايتى تا ششم محرم، متجاوز از 000/20 نفر در سپاه عمر بن سعد گرد آمدند.

***************************

راز سلطان عشق با معشوق

در زمين كربلا ســــــلطان عشق
گشت چون وارد پى قربان عشق

يادش آمـــــد وعده عهد الست
كرد رو را جانب يزدان عشق

گفت يارب شاهدى بر حال من
كامــــــدم اندر سر پيمان عشق

بين به عهد خود چسان كردم وفا
سوختم يكباره بر سامــــان عشق

آنچــــــه گفتم در ازل آورده ام
مال و جان اندر ره جانان عشق

اين من و اين سرزمين كربــــلا
اين من و اين نيزه و پيكان عشق

اين من و اين اكبر و اين اصغرم
اين من و عباس سر جنبان عشـق

اين من و اين خواهر غم پرورم
اين سكينه بلبل دستان عشـــــــق

كاش صد جسمم بدى در راه دوست
تا شدى قربان ميـــــــــدان گاه عشق

پس خطابى آمد از يزدان عشق
در زمين عشق بر سلطان عشق

كى حبيبا حبذا خوب آمـــدى
با نواى عشق در ميدان عشق

من هم اندر وعـــــــــده خود صادقم
هر چه خواهى خواه از جانان عشق

مرحبا ممنون شــــدم از كار تو
خوب آوردى به جا پيمان عشق

غم مخور كه خون بهاى تو منم
از وجودت تاز شـد پيمان عشق

جان عالم را خريدى يا حســـــــــــين
زنده كردى خوش سر و سامان عشق

از گلچين نوائى


*************************

اگه می‌خواين از نوحه‌های ديگه لذت ببرين، اول صدایی رو كه الآن داره از وب‌نوشت پخش می‌شه قطع كنين بعد می‌تونين از لينك‌های آوای غم ، نغمه‌ها و يا زمزمه‌های عاشقی استفاده كنين . اصلا اگه از اين‌ وب‌نوشت هم خوشتون نيومد ، وب‌نوشت‌های زير هم در باره محرم مطالب زيبایی دارن:

عارفانه‌ها و عاشقانه‌ها ، زندگی ، دوستان صمیمی ، آوای دوستی

اين روزا به ياد من هم باشين. التماس دعا.

همه ی این مطالب رو از یک وبلاگ دیگه برداشتم و ... سعی میکنم توی این چند روزه شاد آپ نکنم .

مارو هم دعا کنید

نوشته شده توسط بيكار در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 23:4 | لینک ثابت |

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بيكار در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 18:4 | لینک ثابت |

نام : تام

نام خانوادگی : کروز

تاریخ تولد : ۱۹۶۲

محل تولد : سیراکوز نیورک

تعداد خواهران: سه خواهر به نامهای ماریان، لی آنی و کاس

تام کودکی اش را با رویای کشیش شدن سپری کرد.او تنها پسر از چهار فرزند خانواده کولی السفر بود. خانواده او دائما در حال سفر و نقل مکان از شهری به شهر دیگر بودند و همین موضوع سبب شد که تام از دوران کودکی خود تصویر واضح و ثابتی نداشته باشد خودش در مصاحبه‌ای گفته است : تا رسیدن به سن چهارده سالگی پانزده بار مجبور شده مدرسه اش را در دو کشور امریکا و کانادا تغییر دهد. پدر و مادرش نیز از هم جدا شده و مادرش پس از مدتی با مردی دیگری ازدواج کرده و به همراه فرزندانش در نیو جرسی ساکن شدند. پدر نیز مدتی بعد در اثر ابتلا به سرطان در گذشت.

تام که مدتی در مدارس مذهبی آمریکا تحصیل کرده بود در نیو جرسی به دبیرستان رفت و در همان دوران به هنر هفتم به ویژه بازیگری علاقه مند گردید و برای همین در سن ۱۸ سالگی دبیرستان و شهر خود را به مقصد نیویورک ترک کرد.

تام در سال ۱۹۸۱ در اولین حضورش درحالی که هنوز بیست سالش تمام نشده بود در فیلم « عشق بی پایان » بازی کرد.او در فاصله زمانی ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۶ در شش فیلم سینمایی ظاهر شد ولی هیچکدام از آنها شاهکار هنری نبود اما همگی به حضور چهره محبوبی چون تام کروز در گیشه با استقبال فراوان روبرو گردیدند و همین امر جایگاه او را به عنوان یک ابر ستاره در سینمای آن دوران هالیوود تثبیت کرد.

« فیلم تجارت پر خطر» محصول ۱۹۸۳ ساخته « پل بریکمن» از فیلم هایی بود که بسیار مورد استقبال تماشا گران قرار گرفت.در فیلم « دور و دورتر» « تام» با « نیکول کیدمن » همبازی شد این دو در تاریخ ۲۴ دسامبر ۱۹۹۰ با هم ازدواج کردند و یکی از جنجالی‌ترین زوج های هالیوودی را تشکیل دادند .البته تام قبل از نیکول در سال ۱۹۸۷ با « میمی راجرز» ازدواج کرده بود که زندگی مشترکشان تا سال ۱۹۹۰ دوام یافت بعد از ازدواج تام و نیکول هر دوی آنها بسیار مورد توجه رسانه ها قرار گرفتند این دو تا سال ۲۰۰۱ به طور مشترک با هم زندگی کردند و در پایان این سال از هم جدا شدند. تام و نیکول در این مدت دوفرزند به نام « کانر آنتونی (متولد ۱۹۹۵)» و « ایزابلا جین (۱۹۹۲) » را به فرزند خواندگی قبول کردند که پس از جدایی مسئولیت نگهداری آنها به نیکول سپرده شد.

تام بعد از« نیکول کیدمن» با « پنلوپه کروز» در سال ۲۰۰۱ آشنا شد و بعد از سه سال زندگی در ژوین ۲۰۰۴ از وی جدا شد. خواهر و مدیر تبلیغات تام کروز در این باره می گوید: این جدایی مسالمت آمیز و دوستانه بود و تام کروز خود عنوان کرد که هیچ کدامشان ازدواج دیگری نخواهند داشت و دوستان خوبی برای هم خواهند ماند. تام برای دریافت جایزه « دیوید دی نالتو » که همرده اسکار است به ایتالیا رفته بود که در این سفر قصد ازدواج خودش را با « کیتی هولمز » اعلام کرد.

از ویژگی های جالب کروز این است که هرگز لب به مشروبات الکلی نمیزند.


 چکیده ای از قدیمی ترین اخبار هالیوودی

پایان رابطه نامزد دی کاپریو با کمپانی ویکتوریا 


 گیزل باندچن نامزد لئوناردو دی کاپریو به عنوان مسالمت آمیز بودن اتمام همکاریش با کمپانی مد ویکتوریا آخرین لباسی که برای تبلیغ به تن کرده بود را هدیه گرفت.


سخنگوی کمپانی مد ویکتوریا با بیان پایان یافتن همکاری باندچن با این کمپانی از او به خاطر زحماتش تشکر کرد و کار او را فرای تصور خواند.


او بیان داشت :" ما برای او آرزوی بهترین موفقیت ها را داریم... او یکی از موفق ترین مانکن های جهان است و همواره در خاطرات ما باقی خواهد ماند."

 تبعیض گذاشتن آنجلینا جولی میان فرزندانش


با وجود اینکه آنجلینا جولی ادعا دارد که بین فرزند واقعی خود و سه فرزند خوانده اش هیچ تفاوتی نمی گذارد و حتی فرزند خوانده های خود را بیشتر دوست دارد اما رفتارهای این هنرپیشه خبر از واقعیت دیگری می دهند.
هنرپیشه فیلم " گناه اصلی " اغلب اوقات تنها با شیلوه دختر خونی خود از براد پیت به گردش میرود و سه فرزند دیگر را با پرستارهایشان در خانه تنها میگذارد.
یکی از پرستارهای فرزندان آنجلینا جولی به خبرنگاران گفت " زمانی که این هنرپیشه در خانه است اغلب اوقاتش را با شیلوه میگذراند و به سه فرزند دیگر خود توجه کافی ندارد. او حتی حوصله حرف زدن با آنها را ندارد و اجازه ورود به اتاق خوابش را به آنها نداده است."
با وجود آنکه جولی از پرداخت هیچ هزینه ای برای فرزندانش اباء ندارد اما آنها را از صمیم قلب مانند فرزند خود نمیداند و تنها برای افزایش شهرتش آنها را به سرپرستی گرفته است.



انتقاد تام کروز از رسانه ها


 بعد از آنکه شایعه اختلاف تام کروز و کتی هلمز بسیار قوت گرفت این دو هنرپیشه در بیانیه ای مشترک این خبر را کذب خواندند و بیان کردند که عشقشان از گذشته هم عمیق تر است.
کتی هلمز هنرپیشه فیلم " بت من به میدان می آید " که برای ضبط فیلم جدید خود با نام " پول دیوانه " از تام کروز جدا شده بود در گفت و گویی بیان داشت که قلب او همواره برای همسر و دخترش میتپد و آن ها را حتی یک لحظه هم از خود دور احساس نمی کند.
تام کروز نیز با قرار دادن نامه ای عاشقانه در سایت رسمی خود میزان عشق به همسرش را نشان داده است.
کتی هلمز بعد از شنیدن این شایعات چند روزی ضبط فیلم جدید خود را متوقف کرد و برای صلاح و مشورت با تام کروز و دیدن دخترش به خانه بازگشت.
تام کروز از این که رسانه ها به این شایعات دروغ دامن میزنند بسیار عصبانی است و قصد دارد از انتشار دهندگان این شایعه شکایت کند.

پاریس هیلتون دشمن خونی بریتنی اسپیرز 


به نظر میرسد پاریس هیلتون به شدت از دست بریتنی اسپیرز رنجیده و قصد انتقام گرفتن از او را دارد.
این وارث هتل های زنجیره ای که شهرت بد وی زبان زد مردم است هفته گذشته در حال خوش گذرانی با کوین فدرلین شوهر سابق بریتنی اسپیرز دیده شد.
هیلتون و اسپیرز در ماه نوامبر دوستان بسیار صمیمی بودند و مرتب با همدیگر به مهمانی ، خرید و گردش میرفتند. صمیمیت آنها بعد از جدایی بریتنی از کوین چندین برابر شد به طوری که بعضی از رسانه ها آن دو را خواهرهای جدا نشدنی خواندند.
بعد از این که بریتنی به رابطه خود با پاریس به این علت که هیلتون باعث کاهش شهرت او شده است پایان داد پاریس کینه بدی از او به دل گرفت.
هیلتون با دوستی با کوین فدرلین و دعوت او به مهمانی های شبانه قصد انتقام گرفتن از بریتنی را دارد.



عکس های دو مور در کنار دو شوهر!


 عکس های دمی مور به همراه آشتون کاتچر شوهر 25 ساله خود و بروس ویلیس شوهر سابقش در مجله " ونیتی فیر " به تمسخر مردم انجامید.
عکس های چاپ شده در این مجله این سه را در حال خوش گذرانی بر روی قایقی در وسط دریا و آفتاب گرفتن نشان میدهد.

بی غیرتی کاتچر در این عکس ها بسیار جالب توجه است. او در حالی که به رابطه همسرش و بروس ویلیس هیچ کاری ندارد به برنزه شدن پوست خود می اندیشد.
این عکس ها در کنار منزل بروس ویلیس در دریای کارائیب گرفته شده است. بروس در مصاحبه ای گفت :" شاید برای مردم سخت باشد که به رابطه ما پی ببرند ولی ما دوستان خوبی هستیم و با هم به تعطیلات رفته و از بودن با هم لذت میبریم.

" دمی مادر فرزندان من است و آشتون هم نا پدری آنها. من از این که آشتون با فرزندان من اینچنین مهربان است بسیار خوشحالم و باید یک جوری از خجالت او در بیایم."



پایان زندگی تام کروز و کتی هلمز


 جنی الفمن خبر به هم خوردن زندگی تام کروز و کتی هلمز را کذب خواند.
چندی پیش در گزارشات چاپ شده در رسانه ها آمده بود کتی هلمز هنرپیشه فیلم " بت من آغاز میکند " مجبور به پذیرفتن اعتقادات مذهبی تام کروز شده و در زندانی که تام کروز برای وی ساخته گرفتار آمده است.
الفمن که او نیز پیرو کیش تام کروز است با کذب خواندن این خبر بیان داشت :" این خبر دروغ محض است و اصلا بین این دو ستاره اختلافی وجود ندارد که نیاز به توضیح داشته باشد.
" در حقیقت بین هر دو نفر که با هم زندگی میکنند اختلافات جزیی در زمینه عقاید وجود دارد. شما هم با دوستان و اطرافیان خود در زمینه اعتقادات تان بحث و گفت و گو میکنید اما آیا این به معنی به هم خوردن روابط تان است؟"
الفمن در عروسی تام کروز و کتی هلمز در ایتالیا جز مهمانان افتخاری بود. 


نیکول کیدمن در نقش مارلین مونرو


نیکول کیدمن در فیلمی با نام «چطور با یک میلیونر ازدواج کنیم» نقش مارلین مونرو را بازی می کند.

به گزارش هالیوود ریپورتر ، خود کیدمن تهیه کننده این فیلم خواهد بود و فیلم محصول کمپانی فاکس است.

فیلم حوادث سال 1953 ، زمانی را به تصویر می کشد که مونرو به سمت ستاره شدن در سینما حرکت می کرد.

کیدمن پیش از این برای بازی در نقش «ویرجینیا ولف» در فیلم ساعت ها برنده جایزه اسکار شد.


حمله طرفداران ساندرا بلاک به شوهر این هنرپیشه 


 ساندرا بلاک عامل اصلی حمله مردم به خانه اش می باشد. زمانی که یکی از طرفداران این هنرپیشه تصور کرد که ساندرا مورد آزار همسرش قرار گرفته برای تادیب همسر او به خانه وی حمله کرد.

در گزارش پلیس آمده است بعد از درج بگو مگوی بلاک با همسرش عده ای از زنان که از دست مردان دل خونی داشتن به خودروی آنها که در جلوی درب منزلشان بود حمله کردند تا کتک مفصلی به همسر او بزنند.
خوشبختانه در این حمله نه ساندرا و نه همسر وی آسیب دیدند و پلیس توانست خود را به موقع به محل حادثه برساند.
سخنگوی این هنرپیشه بیان داشت :" پلیس مهاجمین به این دو هنرپیشه را دستگیر کرده است و حال جسه جیمز و ساندرا بالاک کاملا خوب میباشد." 

سینا میلر جای لیندسی لوهان را گرفت


 سینا میلر قرار است به جای لیندسی لوهان در فیلمی از دیلان توماس ایفای نقش کند.

لوهان هفته گذشته به علت اختلاف نظر با کارگردان این اثر از بازی در فیلم " بهترین دوران زندگی ما " انصراف داد.

میلر ، کیارا نایتلی ، سیلان مورفی و متیو ریز در این فیلم که ضبط آن ماه آینده آغاز خواهد شد ایفای نقش خواهند کرد.
این داستان که فیلم نامه آن توسط مادر کیارا نایتلی نوشته شده حول رابطه مثلث عشقی بین شاعر اهل ولش ، همسر و معشوقه اش دور میزند.


مادر شدن کریستین دونست در سال 2009


 به نظر میرسد تصمیم کریستین دونست برای تشکیل خانواده بسیار جدی است زیرا این هنرپیشه قصد دارد در سال 2009 مادر شود.
دونست که تا به حال زندگی مشترکی را تجربه نکرده دوست دارد مانند بریس دالاس هوارد زندگی زناشویی موفقی داشته باشد اما نم یداند که آیا به آرزویش خواهد رسید یا خیر.
او به مجله جین بیان داشت :" آرزو می کنم که جای بروس بودم. می خواهم با کسی زندگیم را آغاز کنم که عاشقش هستم تا شبها برایش شام بپزم و او را محبت کنم."
نصایح عاقلانه خیاط این هنرپیشه فیلم " ماری آنتوانت " بارقه امیدی را در دل او زنده کرده است.
دونست افزود :" من قصد دارم تا یکی دو سال آینده باردار شوم اما هنوز مردی که در کنار او احساس سعادت کنم را پیدا نکرده ام."اما به نظر میرسد مشکل خانم دونست حل شده است زیرا او به همراه جانی بل خواننده راک در مراسم اولین اکران فیلم مرد عنکبوتی 3در توکیو دیده شد.

نوشته شده توسط بيكار در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 16:57 | لینک ثابت |

 

ایراسان- براد پيت هر روز صبح زود با 4 فرزندش بيدار مي شود. آنها 3 فرزند خوانده به نامهاي مادوكس 6 ساله،پاكس 4 ساله و زهرا 2 ساله دارند و يك دختر از خودشان به نام شيلوه دارند كه 20 ماه دارد. براد براي آنها صبحانه آماده مي كند در حالي كه آنجلينا  خواب است.
مجله هفتگي لايف و استايل گفته بعضي اوقات آن بچه ها مي روند و مادرشان را بيدار مي كنند.
بعضي وقتها او صبح زود بيدار مي شود تا بچه هايش را به مدرسه ببرد اما براد بيشتر اوقات اين كار را انجام مي دهد. براد 44 ساله به عنوان ”پدر عالي“ تمام كارها را وقتي آنجلينا مشغول بازي در فيلمها است ،انجام مي دهد. فيلمهاي جديد آنجلينا
Wanted و The Challengingمي باشد.
به گزارش irasun.com گفته شده براد صبح زود با بچه هايش بيدار مي شود، او كهنه آنها را عوض مي كند و به زهرا و شيلوه غذا مي دهد و به آنها كمك مي كند تا لباسهايشان را بپوشند.او اين مسئوليت را به طور جدي انجام مي دهد.

وقتي كه آنجلينا مشغول بازي در فيلم بود براد پدري عالي براي بچه هايش بود. او هر روز با بچه هايش  بيدار مي شود و براي آنها كورن فليكس آماده مي كند و آنها را براي رفتن به مدرسه آماده  مي كند. او به آنها اجازه مي دهد هر لباسي كه مي خواهند بردارند حتي اگر عجيب باشد و با هم هماهنگي نداشته باشد، بعد لباس را به تن آنها مي كند.براد گفته است كه از پدر شدن و اين كه وقتش را با فرزندانش مي گذراند، بسيار خوشحال است.
ستاره فيلم” 13 يار اوشن“امسال گفت: "ما همه با هم آهنگ Wheels on The Bus
را مي خوانيم و مي رقصيم. ما اميدواريم آنها اين احساسات را درك كنند براي اينكه آنها در آينده به طور جدي با كمبود احساسات مواجه مي شوند.


ایراسان- جنیفر لوپز هر بار که آگهی های رمانتیک تلویزیون را می بیند گریه می کند.
این خواننده و بازیگر که با همسرش مارک آنتونی در انتظار به دنیا آمدن اولین فرزند یا فرزندانشان هستند،اظهار داشت که تماشای آگهی های بازرگانی و تجاری که رمانتیک و متاثر کننده هستند او را به گریه می اندازند.
به گزارش irasun.com جنیفر لوپز گفت: "هر چیزی که به نوعی رمانتیک باشد اشک مرا در می آورد حتی اگر آگهی های احساساتی و احمقانه تلویزیون باشد."
"هرچه که در ارتباط با پدر ها هم باشد باعث می شود که من به گریه بیفتم البته شاید این مسئله به خاطر روابط خودم با پدرم باشد. اما وقتی چیزی را ببینم که در مورد پدری با دختر کوچکش یاشد خیلی زود خسته می شوم و آن را نگاه نمی کنم."
این ستاره ی 38 ساله بعد از این که متوجه شد دوقلوهای دختر و پسری را باردار است کارهای بسیاری انجام می دهد؛ از جمله لباس های کودکانه با مارک های مخصوص، یک دست لباس آبی با مارک پرنس و یک دست لباس صورتی با مارک پرنسس که از بهترین فروشگاه لباس فروشی لس آنجلس به نام پتیت تریسور خریداری شده است.
گزارش شده که او دو سبد بچه، عروسک های خرسی با روبان های صورتی و آبی و لباس های پیاده روی سفارش داده است.
جنیفر لوپز تاکید کرد که با همسرش در میامی در ماه نوامبر در هنگام بارداری به روی صحنه می رود.


ایراسان- پاریس هیلتون با ظرف نوشیدنی لوکسش در کن با بدن لخت ژست گرفت
اودر یک آگهی تبلیغاتی جدید دیده خواهد شد. ژست او طوری است که دریک صحرا و در حالت  سینه خیز در حال رسیدن به نوشیدنی گران قیمتش میباشد. او این کار را برای یک مبارزه تبلیغاتی  انجام داده است.
به گزارش irasun.com نوشیدنی او چنین توصیف شده است: "یک نوشیدنی شروع کننده عالی برای شب شما یک لذت بی نظیر برای شما به عنوان یک جایزه در پایان یک روز."
این بازیگر 26 ساله اقدام به استفاده از یک نوشیدنی جدید به نام"bubbly blonde" کرده است که  میوه با طعم توت فرنگی است و امروز در برلین و سال آینده در آمریکا عرضه خواهد شد.
او یک ادکلن مخصوص خودش را نیزدارد. مجموعه ای از کفش ها ،سری جواهرات ،یک سری از کیف ها و آلبوم های پاپ اش و یک سری فیلم که در آن ها ستاره است.
در ماه ژوئن پاریس 23 روز را در زندان به جرم رانندگی بدون گواهی نامه معتبر سپری کرده است ، البته با این شرایط که او به قید ضمانت قبلاً به جرم رانندگی با گواهی نامه فاقد اعتبار آزاد شده بود.
اکنون همه می دانند که پاریس در حالت بدی بعد از مهمانی های شبانه اش رانندگی می کند.


ایراسان- دانیل رادکلیف 4/200/000 دلار برای یک پنت هاوس در نیویورک هزینه کرده است.
آپارتمان جدید و لوکس این ستاره مجموعه فیلم های هری پاتر، در طبقه پنجاهم یک مجتمع در منهاتان که 13 بلوک دارد قرار دارد و منحصر به منطقه سوهو است.
به گزارش irasun.com رادکلیف در این فکر است تا قبل از اجرای گسترده تئاتر پیتر اسکافر به نام اکیوس Equus که در آن نقشی را ایفا کرده و قرار است در سپتامبر 2008 آغاز شود این خانه را به مبلغ ماهانه 20/000 دلار اجاره دهد.
این ساختمان را جین نیوول طراحی کرده است که دارای 2 اتاق خواب است و از کف تا سقف از شیشه پوشیده شده و دارای چند حمام می باشد.
طبق صحبت های کریس پومروی، مدیر برنامه دانیل، این ساختمان در نوع خود و در این منطقه بی نظیر است.
رادکلیف که پیش بینی می شود در آینده درآمدی 46 میلیون دلاری خواهد داشت وقتی ساکن این آپارتمان شود به استخر طبقه  پنجاهم،سونا خشک و بخارهم دسترسی خواهد داشت و تمام خدمات یک هتل برای او فراهم است.
بعد از این که در هیجدهمین سالگرد تولدش در جولای گذشته پول زیادی به عنوان کادو گرفت عنوان کرد که هیچ نقشه خاصی برای خرج کردن این پول هنگفت ندارد و چیزهایی که معمولا می خرد بسیار ارزان قیمت هستند مثل کتاب یا سی دی.


ایراسان- وقتی کتی هولمز کت و دامن می پوشد توجه تام کروز را بیشتر به خود جلب می کند و او را سر ذوق می آورد.
بازیگر فیلم بتمن Batman Beings نشان داد که وقتی آراسته و با لباس های زیبا در برابر همسرش ظاهر می شود چگونه جلب توجه می کند.
به گزارش irasun.com کتی گفت: "تام دوست دارد که من همیشه کت و دامن بپوشم و من هم این کار را می کنم چون او دوست دارد، البته این کار کمی باعث می شود که من خجالت بکشم."
"تام به من می گوید تو زیبا هستی و من امیدوارم با این زیبایی بتوانی خود را حفظ کنی و این باعث می شود که من مراقب رفتارهایم باشم."
این ستاره ی 28 ساله هم چنین عنوان کرد که وقتی تام 45 ساله غرق در تفریح جدیدش، پرواز کردن؛ است دوست دارد که بایستد و او را تماشا کند.
 او در گفتگو با مجله ی این.استایل افزود: "تام می داند که دارد چه کار می کند و هنگامی که تصمیمی بگیرد حتما آن را انجام می دهد که این خیلی خوب است و نشان دهنده ی ذوق و انگیزه ی اوست."
در ضمن کتی راجع به تولد دخترشان سوری که 19 ماهه است، صحبت کرد.
شایعه شده بود که تام، کتی را مجبور به انجام کارهای سخت می کند اما کتی گفت که تام تمام کارها را انجام می دهد تا او احساس راحتی کند.


 

نوشته شده توسط بيكار در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 16:47 | لینک ثابت |

ممکنه عکساش یکم بعد باشه ولی دلم نیومد نزارمش توی وب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای دیدن بقیه ی عکس ها روی ادامه مطلب یا لینک ثابت کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بيكار در پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 23:21 | لینک ثابت |

داستان عشق عجیب و غریب یک مرد و زن چینی، اخیرا رسانه‌ای شده است و توجه زیادی به خود جلب کرده است.

بیش از پنجاه سال پیش، «لیو» که یک جوان ۱۹ ساله بود، عاشق یک زن ۲۹ ساله بیوه به نام «ژو» شد. در آن زمان عشق یک مرد جوان به یک زن مسن‌تر، غیراخلاقی بود و پسندیده نبود.

برای جلوگیری از شایعات این زوج تصمیم گرفتند، فرار کنند و در غاری در استان ژیانگ‌جین زندگی کنند. در اول زندگی مشترک آنها بی‌چیز بودند، نه دسترسی به برق داشتند و نه غذایی، طوری که مجبور بودند از گیاهان و ریشه درختان تعذیه کنند و روشنایی خود را با یک چراغ نفتی تأمین کنند.

در دومین سال زندگی مشترک، «لیو»، کار خارخ‌العاده‌ای را شروع کرد، او با دست خالی شروع به کندن پلکان‌هایی در دل کوه کرد، تا همسرش بتواند به آسانی از کوه پایین بیاید، او این کار را پنجاه سال ادامه داد.

نیم قرن بعد در سال ۲۰۰۱، گروهی از مکتشفین، در کمال تعجب این زوج پیر را همراه شش هزار پله کنده شده با دست پیدا کردند. هفته پیش «لیو» در ۷۲ سالگی در کنار همسرش فوت کرد. «ژو» روزهای زیادی در کنار تابوت همسرش سوگوار بود.

دولت چین تصمیم گرفته که «پلکان عشق» و محل زندگی این زوج را حفظ کند و آن را تبدیل به یک موزه کند.

نوشته شده توسط بيكار در پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 22:50 | لینک ثابت |

بقیه در ادامه مطلب (لینک ثابت)

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بيكار در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 22:15 | لینک ثابت |

 

روی لینک ثابت کلیک کنید  

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بيكار در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 8:46 | لینک ثابت |

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بيكار در چهارشنبه پنجم دی 1386 ساعت 18:6 | لینک ثابت |

عكس هاي عاشقانه بقيه در لينك ثابت

 

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بيكار در پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت 14:22 | لینک ثابت |

دلم گرفته ،‌ دلم ميخواد يكنفر رو بغل كنم فرقي نداره معلم باشه ، بقل دستيم باشه يا سرايدار .

الان كه من دارم اين متن رو مينويسم سه نفر پاي تخته ايستادن و ميخوان مسئله ي يك مربع سياه و سفيد رو حل كنن ،‌ولي مطمئنم هيچ وقت حل نميشه .

دوستم به شانه ي من زد :هي .... چيكار ميكني ؟‌

چرا بايد جوابش رو بدم ؟‌ميتونم به عينك استاد نگاه كنم كه مثل منشور نورهاي اميد و رنگي در عينكش موج ميزنه .

چرا از سكوت و ورق خوردن كاغذ ها لذت نبرم ؟‌

جرا خودم رو با كشيده شدن مداد روي كاغذ ، تنهايي و سوال هاي خنده دار بچه وفق ندم ؟

از همش بدم ميا ، از توان ، جزر، هندسه ، اعداد صحيح ، ترانزيستور ، تاريخ ، و .....

و از تنهايي بدم مياد .

از زندگي كردن بدم مياد ، بدم ميااد به ياد دوستان قديمم بيفتم  و براي غم از دست دادنشون خود رو به بارون بسپرم و مثل بارون ببارم شايد قطره اي از قلب من يك گل رو سيراب كنه و يا روي صورت خشكي بريزه .... و شايد روي زمين هاي گلي بيفته ، زير پاي كثيف ماشين ها لگد بشه و تنه اچيزي كه ازش بمونه يك آب گل آلود باشه كه وقتي مردم با ماشين از روش رد ميشن گل روي افراد پياده بيفته و به جاي دعاي گل سيراب شده چند فحش از چند آدم بي خاصيت برايم ميماند .

زندگي نحس است و هر روز نحس تر ميشود .

هرروز اشك هاي بيشتري ريخته ميشود .

هر روز فحش هاي بيشتري به باران گفته ميشود .

هر روز انسان هاي بيشتري در پليدي غرق ميشوند .

و هر روز ... انسان هاي زيادي در تنهايي گم ميشوند .

هر روز انسان هاي زيادي ديوانه ميشوند و هر روز انسان هاي زيادي نا اميد ميشوند :‌

مرگ توسط چاقوي آشپز خانه  ................................... نه

مرگ توسط رفتن زير جرثقيل .....................................نه

مرگ توسط پر يدن از ساختمان .................................نه

سپس با خط خود اضافه ميكنند :‌

جواب :‌ مرگ توسط تيغ .

سلام ،‌اين نوشته از خودم بود

نوشته شده توسط بيكار در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 ساعت 20:29 | لینک ثابت |

//--> هميشه مي گريختم
ميان كلمه هاي تكراري قديمي
 و سروصداهاي بيهوده
از زمان مي گريختم
به درون خود
سفر مي كردم ودورمي شدم
اما اين بار
پيش از آنكه بگريزم
ستاره اي روي دست من افتاد

ستاره اي كه به خاطر من
از آسمان جدا شده بود
ستاره
باعث زندگي من بود
وباعث مرگ
ستاره روي دست من به خواب رفته بود
همچون گنج رازهاي كودكي
و من
با ستاره بر دستم
نمي توانم جاي دوري بگريزم.

تو آسمون زندگیم ستاره بوده بی شمار

اما شبای بی کسی یکی نمونده از هزار

یکی نمونده موندگار

ستاره های گمشده

هرشب من هزار هزار

اما همیشگی تویی ستاره دنباله دار

یکی نمونده از هزار

ای آخرین  تنها ترین آواره عاشق

هرشب عمرم همراه با من ستاره عاشق

تو بودی و هستی هنوز

سهم من از این روزگار

با شب من فقط تویی ستاره دنباله دار

یکی نمونده از هزار

یکی نمونده از هزار

یکی نمونده از هزار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ماهي دو دهانه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همه اينكار رو ميكنن و از نظر من حق دارن ، حالا چرا بايد حق بچه ها رو ضايع كنيم ؟‌اونام حق دارن خودشون رو از اين زندگي جهنمي بيرون بكشن .

 

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بيكار در پنجشنبه دهم آبان 1386 ساعت 23:27 | لینک ثابت |

بدون گوشی با عزیزانتان حرف بزنید

از کی تا حالا ؟

جایزه ویژه جشنواره پاییزه الیاسل

کافیست در همان روز اولین تماس را از سیمکارت برزخی خود برقرار کرده و تا پایان ماه رمضان نسبت به تکمیل قرار داد خود با شیطان اقدام کنید تا برنده یک خودرو بی نظیر باشید .

(پاترول دکتر پژوهان)

الیاس

ما كه همينش رو هم نداريم

بقيه توي ادامه مطلب يا لينك ثابت

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بيكار در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 ساعت 5:41 | لینک ثابت |

 

 

اگر باران بباردچتري خواهم شد براي تو..
چه انديشه غريبی است اين انديشه ها
وقتی به تو مي انديشم دلم برای خودم تنگ ميشود.
در آن تنهايی که ياد و خاطره تو بندی می شود بر تارو پود ذهنم.
چه خوش است انديشيدن به تو و نوشتن از تمام آن لحظات غمبار بی تو بودن
دلتنگی،دلتنگی،دلتنگی
آدم دلتنگ که می شود چه فکرهاکه نميکند.
چه انديشه ها که در خيال خود ندارد.
وچه روياها که گاه خنده را طرحی ميکند
برلبان وگاه غم را بغضی ميکند
شکسته در گلو تا در پی بهانه اين اشکی شود
جاری بر گونه هاچه دلگیرند اين لحظات
اين شعر رو از وبلاگ يكي از دوستان عزيز برداشتم توي ۳۶۰ البته ما اطلاع داديم ولي فعلا بي اجازه حسابش كنيد
نوشته شده توسط بيكار در شنبه بیست و یکم مهر 1386 ساعت 23:57 | لینک ثابت |

 

 

 

 

 

 

همه عکس ها در ادامه مطلب

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بيكار در شنبه بیست و یکم مهر 1386 ساعت 23:12 | لینک ثابت |

جاتون خالي امروز توي يك وبلاگ رفتم اسمش ته مانده ي يك مرد بود يا يك چيزي توي اين مايه ها ، خيلي وبلاگ غمگيني بود ... بعدش موسيقي گوش دادم انقدر غمگين بود كه نزديك بود گريم بگيره ... بعد شعر گفتم ديگه وسط شعره شروع كردم به گريه كردن .. يادم باشه از اين به بعد جلوي احساساتم رو بگيرم .

جان هركي كه دوست داريد نظر بديد حالا اين پست رو نديده بگيريد پست پاييني يعني عكس هاي عاشقانه رو داشته باشيد تو رو جون من راستي :

هركسي توي زندگيش غم داره ... مثلا من فكر ميكنيد من همينطوري كه اينجا منگول نشون ميدم توي خونمون هم منگول نشون ميدم ؟ اصلا و اين رو دوست ندارم . حالا در كل هر كسي يك بد بختي هايي داره ديگه ولي من براي اين كه يكم شادي داشته باشم اين وبلاگ رو ساختم و ديگه اين جا تقريبا به جونم بسته است .

نوشته شده توسط بيكار در جمعه بیستم مهر 1386 ساعت 12:1 | لینک ثابت |

 

 

 بقيه توي ادامه ي مطلب

روي لينك ثابت كليك كنيد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بيكار در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 ساعت 22:20 | لینک ثابت |

 

ميدونم كمه ولي ببخشيد اگر هم به كسي سر نزدم باز هم ببخشيد اينترنتمون قطع شده من هم الان كامپيوتر يكي ديگه رو وقرض گرفتم

لباس عوض كني

نوشته شده توسط بيكار در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 ساعت 18:41 | لینک ثابت |

خيلي باحاله .. شايد هم خنده دار ... هري پاتر و جيني ويزلي

نوشته شده توسط بيكار در جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت 16:54 | لینک ثابت |

مگه گناه من چی بود به پای تو حروم بشم

                                     مگه گناه من چی بود تو خواستی من تموم بشم

                                     حالا که من عاشق شدم میگی که عاشق نبودم

                                     مگه گناه من چی بود نا خونده مهمونت شدم

                                     دیگه آب از سرم گذشته روی قلب من نوشته

                                      تا همیشه بازی باشم، تک وتنها، در بسته

                                      تو میخواستی که بری دلم و بردار برو

                                     اما هیچ وقت نبر از یاد، دل من میخواست تورو

                                     عیب نداره برو بخند، بگو که من بازیش دادم

                                     نوبت ما هم میرسه نوبت به نوبت عزیزم

                                    هر طلوع غروب داره هر دلی غرور داره

                                    تو غرورمو شکوندی دل میره تنهات میذاره

                                    دیگه آب از سرم گذشته روی قلب من نوشته

                                    تا همیشه بازی باشم، تک وتنها، در بسته

                                    تو میخواستی که بری دلم و بردار برو

                                    اما هیچ وقت نبر از یاد، دل من میخواست تورو

                                   برو با هرکی دلت خواست، واسه من چی مونده از تو

                                   جز یه مشت خاطره ی تلخ که نمیخوام باشه از تو

                                   روزی رو میبینم از تو که میگی من تک و تنهام

                                   راه برگشتی نداری دیگه عشقت و نمیخوام

                                   دیگه آب از سرم گذشته روی قلب من نوشته

                                   تا همیشه بازی باشم، تک وتنها، در بسته

                                  تو میخواستی که بری دلم و بردار برو

                                   تو نخوندی از چشام دل من میخواست تورو

توی تنهاییم جایی نمونده واسه تو

                                     آخه عشق و سوزوندی ببین اشکای منو

                                                                                        نفس آخر ترانه هامو میخونم

توی دستات، عمر رفته دوست دارم های تورو

                                  شعر لالایی رو سرودن واسه چشمای تو خوبه

                                                                              ناز شبها رو کشیدن واسه رویای تو بوده

حالا که هر دومون میدونیم برگشتن محاله

                                   زیر آسمون چشمات قدم زدن خیاله

                                                                              دو تا دست منتظرن تا اونارو لمس کنی

دوتا گوش منتظرن تا یه اسمو صدا کنی

                               دو تا صندلی توی تنهایی خاک میخورن

                                                                              دو تا اسم از دفتر خاطرات خط میخورن

دو تا عکس همدیگرو نگاه میکنن

                               دو تا دست بینشون فاصله وا میکنن

                                                                                  روزای خوبه با تو بودن کی میان

دستای خسته ی من دیگه تورو میخوان

                                   این دوتایی که گفتم منو تو بودیم

                                                                              یادته شبا که ستاره ها رو میشمردیم؟

یادته واسه تنهاییمون غصه میخوردیم؟

                                   یادته هر دومون واسه هم میمردیم یادته؟

                                                                           دستامون تو دستای همه اما توی خواب

از دوریه تو این دل دیگه نداره تاب

                                   شب تاریک تک تک قدمامون و میشمرد

راستی این چیه رو قلبم؟ تو اونو واسم نوشتی

                                  که واسه خاطر عشقم از همه هستی ت گذشتی

                                                                         یعنی این بازم یه خوابه آخه تو پیشم نشستی

آخ چه رویای قشنگی

                                   راستی این چیه رو قلبم؟ تو اونو واسم نوشتی

                                                                       که واسه خاطر عشقم از همه هستی ت گذشتی

اما این بازم یه خوابه آخه تو پیشم نشستی

                                    آخ چه رویای قشنگی، دست رو دست من گذاشتی

                                                                                    فکر میکردیم این کوچه ها تا خیابون بزرگ

منو تو رو تا آخر دنیا میبرد

                                حالا تو نیستی ببینی کسی به ما سر نمیزنه

                                                                                       تو خلوت غریب من پرنده پر نمیزنه

دیگه ستاره ای جرات چشمک نداره

                                   بخواب ستاره، فانوس من هنوز بیداره

                                                                                            این منم که از هرچی نوره بیزاره

نوشته شده توسط بيكار در جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت 14:42 | لینک ثابت |

چند تا عكس از كامران و هومن براي طرف دارهاشون

يك دقيقه صبر كنيد بقيش رو هم ميزارم ميترسم بگه يكبار ديگه بايد ادس هاشو بزارم

 

نوشته شده توسط بيكار در جمعه ششم مهر 1386 ساعت 16:11 | لینک ثابت |

كمبود پسر زيادي دختر

 

بابا نظر بدید دیگه

نظر

نوشته شده توسط بيكار در چهارشنبه چهارم مهر 1386 ساعت 6:23 | لینک ثابت |

خیلی ترسیده بودم 32 تا نظر

و نوشته های بی ارزش من...

نشانه ای از تو نبود تا بیشتر شوم با تو آshنا

اما...

از این همه دوست و عاشق دیگر تنهایی تو دروغ است یک دروغ در شب به این

روشنی در این شب که ستارگانش تقلید ناشیانه ی خورشیدند...

شبی که58 پله مانده به زمین برسد آن دخترک سر به هوا...

شاید بیفتد اما چه کسی ککش میگزد

بگذار بیفتد ....

اما آرام و آهسته...

نباید بشکند

همین

خدایارت همین حالا که من اینجا مثال تو مانده ام تنها...
نوشته شده توسط بيكار در چهارشنبه چهارم مهر 1386 ساعت 5:14 | لینک ثابت |

 

سلام چطورید ؟؟؟

الهی شکر وقتی کله پاچه ی افطار رو میخوردند من خواب بودم تا یک نصفه شب هم پا نشدم

خلاصه نصفه شب پاشدم رفتم سالاد الویه رو برداشتم بخورم ، اتفاقا يانگوم هم ميداد ، خلاصه يانگوم رو ديديمو زديم كانال يك كه اون بچه هه رو ، يوسف ، اونرو ميداد ديگه وسطاي اون بود كه عموم گفت : بيكاره ( فكر كرديد اسم خودم رو مينويسم ؟؟ كور خونديد )بيا قليون .

منم كه از خدا خواسته غذام رو همونجا ول كردم و با عموم رفتيم توي حياط

بازم خلاصه روي اين تخت ها نشستيم و من وقتي عموم قليون ميكشيد يكم فضوليم گل كرد ديدم تنباكو كمپوتي گرفته ، خلاصه بحث شد و بعدش گفت كه ذغالشم به جاي ليمو بلوطه ، يا بلوط بود يا يك چيزي توي اين مايه ها ، ميگفت وقتي ذغال مثلا يكطرفش سياه باشه يكطرفش قرمز يا در حقيقت نيمه خاموش باشه بزاريم رو قليون خودش روشن ميشه ، تازه چقدر هم دير خاكستر ميشد ، خلاصه بعدش مامان جونم گفت بيايد سحري مارفتيم بالا ، كرفس داشتيم خلاصه بابايييم اومد و من بعد از سحري اومدم پاي كامپيوتر

راستي مرجان خان من هركاري كدرم نتونستم نظر بدم ولي عوضش اينجا نظر ميدم :

رويا ها رو محكم بچسب

مرسي كه به وبلاگ من سر زدي بازم سر بزن من امتحان ميكنم وقتي بالاخره تونستم نظر بدم مطمئن باش نظر ميدم

بعد براتون بگم كه .... ديگه همين ، راستي هركي راجع به هر موضوعي ميخواد بگه تا من توي وبلاگ بزارم ، عكس ، جوك مطلب ورزشي ، كتابي ، هري پاتري ، خبري يا از اين جور چيزا

منتظر نظرهاتون هستم

كسي ميتونه ليموي اين شكلي رو به من بده ؟؟؟

 

اخي ، اين درخته چه قدر شبيه منه

اخي چه بچه ي نانازي دارن

چه كف پايي من كه نفهميدم چي نوشته

شايد شما بدونيد


هر کدوم از شماها چرا این اسم مجازی رو برای خودتون انتخاب کردید.خوبه اگر بگید.شاید بشه چیزای جالبی ازش در آورد!


كي تاحالا اين دكمه رو فشار داده ؟؟ چند بار ؟؟ من كه هربار فشارش دادم مجبور شدم پاكش كنم توصيه ميكنم شما تا مطمئن نشديد فشارش نديد .

 

 

نوشته شده توسط بيكار در سه شنبه سوم مهر 1386 ساعت 9:44 | لینک ثابت |

درباره وبلاگ

به همه اونهایی که به این وبلاگ میان میگم که دوست دارم فعال ترین وبلاگ باشم و هر روز چند بار اپ میکنم و هر مطلبی به جز جک و دانلود توش وجود داره نظر يادتون نره ، بابا خجالت نميكشيد ؟؟ بازديد ها شده هزارو سي و خورده اي ولي نظر ها هنوز به سي تا هم نرسيده

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
نویسندگان
بيكار
Ati
پیوندها
بهترين ها براي شما كه بهترينيد(خيلي گلي)
اعمال يوگا
ايران جديد
بت پرست كمي تا حدي كفر نويسي
هيج اداب و تربيتي مجوي...
درخت كوچك من
وبي از خودم در سيصدو شصت
دختر نفرين شده
عاشقانه
حالا بيا تو
زيبا تر از همه
روبين
خداي وبلاگ نويسان
عشق خنده نفرت گناه
آرشيو موضوعي اس ام اس ، جک و لطيفه
آسمون هفتم
قالب وبلاگ بلگفا
پیوندهای روزانه
بازار سياه
پر بیننده ترین سایتها ( وبگذر)
ladan95
چند داستان کوچولو مو چولو برای تست قالب
کانون ادبیات
کد قالب
تمام پیوندها
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

Copyright (C) 2007, http://koloop-shabane.blogfa.com. all right reserved.
Design by Yas-Design